دستگاه تغییر صدا دستگاه تغییر صدا
تبدیل صدای شما به مرد یا زن در هنگام صحبت با موبایلتان
مجموعه مستند راز
با دیدن این فیلم به راز کائنات و دستیابی به موفقیت و ثروت پی خواهید برد
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
سه شنبه 14 آبان 1387

این راه تندی که شما را می برد

می آوردتان به دو

دویدن و سنگ شنیدن  

این همه به دو سگ زدن

زدن به زیرآواز و استخوان

دل می خواهد عمو

نداری بد سرطانیست

 کل کل می کند با پا

نداری عصا می خواهد

پسر ابرو برداشته ام بروم

خودم را با ماتیک خواهرم رنگ کرده ام  

قرمز می شود درخت

دستم به دامنت برکاتو

تو که بالا نشسته ای هلو

نیوفتی به سرم زده بروم 

بروم خودم را بردارم 

بر دارم حسنک عزیز 

شیب تندی دارد خاک

الاغ به هن هن می رسد

آدمی به الاغ

نمی رسی ای عصا بدست

تاتی تاتی می کنم تا تا کنم

بروم و بعدن به وقت خروس 

خان آخر خود را گذاشتیم  

گذشتیم 

یکشنبه 17 شهریور 1387

گلوی بی آواز گنجشگی ام

که میان دوشاخه ی تیر وکمان جیک جیک می کند

جلد باش ای بخت جیک جیکو

شاخه به شاخه هرزگی می کنی؟

نمی کنم

من گنجشک باغهای بی بادم

و از این شاخه افتاده ام به سنگ

توی میدان سنگی دارند دوره ام می کنند 

سارهای شیون رسیده اند

و حلق بی گناه

بزنید ای قوم قلقلی

سرم برای سنگ درآمده بزرگ

سیب صدای کسی است که می افتد

و سنگ فصلی است برای شکستن

این روزها هرسری چند سنگ دارد

 این پسر با چند سر درشت

پشت پا می زنم به تو؟ 

ای عادت چنان 

دل دل می کنم به پا

ای پسر بپا

جمعه 24 خرداد 1387

 کوچه ی تاریکی بود

من در دست تو روشن شدم

با آن انگشتان ظریف

مرا ورق بزن

بزنی سر بلند نمی کنم

از بلندی ات افتاده ام توی خواب

پرت و پلا نگو پسر

تویی که پرتم می کنی توی پلا دختر

من؟

بیا کمی عاشقی کنیم

کوچه تاریکیست

چشم به چشم نمی رسد

مرا به خودت برسان

ما رفته رفته درشت تربه هم می چسبیم

داریم می رسیم به ته درخت... گلی

گلی دختریست

ریشه زده توی سینه ام درشت

سرطان خوش خیم  خوب است

بیا خوب باشیم

ما به محوطه ی جریمه  رسیده ایم

آدم ها....

ببین کسی نیست

منم

تویی

و این همه ما

مرا بغل بزن

نفس بکش

زیر این درختها

کاری دستم بده.

 

یکشنبه 29 اردیبهشت 1387

کو کوهی که ترا به کوهی ببرد؟

بی دلی می کنم

با دار

با درخت

بیدی ام که شاخه به شاخه ام پریدند

رفتند هر که را تن دادم

تف به تو ای ......

دل فقیر!

دلال دست به دست

کی دست به کار سیانور می شوی؟

این بیل عمله کش خود به خود عمل می کند

عملی شده اند

بچه ها معمولا با کراک کوک می شوند

و روزی چند صد دختر برنمی گردند 

ول کنم بروم ....  برو

نمی روی   ببین

به هر کجا که بروی در بستیم

عشق بستی چند؟

دری که بسته شد بکش

بکش به گوش... 

رف...تم

ببردم دم دمای هر چه باد

بوزم لابلای گیسوانی که کار دستم بدهد

دلم جوانی می خواست

جولانی بدهید  

سرت  به سنگ

گور پدری ات تنگ است

این شلوار تنگ، شما را به یاد کسی نمی آورد؟

چهارشنبه 21 فروردین 1387

رسیدی و خسته بودی

من که حتی چای تلخی نیستم

 کیستم؟

علاقه اینجای قصه

 گوشی ست شنیدنی

گوشی بدست

زبانی بریده دارم

بالا بلند من

پشت خط تو بالای لبم سبز شده 

سرخ شدم و سرم بالا نیامد  ببین

بازی دست مرا و تو را می گیرد

می برد سر شروع

پسر آنقدر داغ است

 که در مرحله ی بعد می سوزد 

دختر دلش پفک  

و لبش لواشک بود- است

هی می رفت سر خط آخر...

 داد می  زنم ببین

من رفتنی دارد 

دیدم که اتوبوس سواری گرفت

تو با قدم های نیم قدم تا نکردی  آب

مرا چگونه چال کردی  خاک؟ 

پرنده که بشوی آسمان اتوبان باز می کند

بیا برویم زیر سایه ها

 دراز به دراز یکی شویم

چقدر ما بزیم که بآ این همه سبز به چرا نمی رویم!

صدایت گلویم را پر کرده

لبت آغوشم را باز

صد کوه ساعت است که ایستاده ام

 لب دره ای پرت

ببین چقدر پرت ام